خورشید سوزان
خش خش بر گها را احساس کردی و هر گاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب نازنینت بگو: یادت به خیر به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم نثار ميکني امروز با تبسمي شادم کن به جاي متنهاي تسليت گونه که فردا در روزنامه ها مينويسي امروز با پيامي کوچک خوشحالم کن چقدر خوب و روشن است نماي چشم هاي تو نميرسد ستاره اي به پاي چشم هاي تو به ماه خيره مي شوم فقط و گريه مي کنم دلم که تنگ ميشود براي چشم هاي تو و هي مرور ميکنم نگاه اول تو را اگر نمي رسد به من صداي چشم هاي تو تو تاکه پلک مي زني به سجده ميرود دلم به پيشگاه اعظم خداي چشم هاي تو شبي خراب مي شود حصارهاي فاصله و آب مي شود دلم به پاي چشم هاي تو
خوشا آنکس که جانش از تو سوزد خوشا عشق وخوشا ناکامی عشق خوشا بر جان من هر شام و هر روز خوشا عاشق شدن اما جدایی خوشا در سوز عشقی سوختن ها چو عاشقی از نگارش کام گیرد اگر میداد لیلی کام مجنون هزاران دل به حسرت خون شده از عشق کس در این میان مجنون شده از عشق در این آتش هر آنکس بیشتر سوخت نوای عاشقان در بینوائیست
به یاد داشته باش هر گاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت ![]()
به جاي دسته گلي که فردا بر سر قبرم مي گذاري امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن![]()
من امروز به تو احتياج دارم نه فردا![]()
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق یعنی همین! "
شاگرد پرسید: " پس ازدواج چیست؟
![]()
![]()
![]()
چوشمعی پای تاسربر فروزد![]()
![]()
![]()
خوشا بر رسوایی و بدنامی عشق![]()
![]()
![]()
همه درد همه داغ و همه سوز![]()
![]()
![]()
خوشا عشق و نوای بینوایی![]()
![]()
![]()
درون شعله آتش افروختن ها![]()
![]()
![]()
چراغ آرزوهایش بمیرد![]()
![]()
![]()
کجا افسانه میشد نام مجنون![]()
![]()
![]()
چراغش در جهان روشنتر افروخت![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوام عاشقی ها در جدائیست
| Design By : Night Skin |


