خورشید سوزان
حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري خداحافظی میکنم و دست از سرت بر میدارم شدن کلاوم اخرت نه دیگه دوست ندارم شدن کلاوم اخرت که بودنت حالا غمه ببین شکستم این همه این همه هم واسط کمه نمیشه از تو بگذرم نه میشه با تو بمونم تو دیگه کوتاه نمیایی تقصیرم و نمودنم
بی تو تنهام تو این غربت تو این ظلمت اگه بمونم حتی وقتی بغضی خسته تو گلومه واسط می خونم
بی تو تنهام تو این غربت تو این ظلمت اگه بمونم حتی وقتی بغضی خسته تو گلومه واسط می خونم
رفتي بي وفا و گفتي كه منو دوسم نداري
حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن شيشه
اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه
عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي
ياد تو مي افتم هر وقت
هي مي گم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
تو شباي پر ستاره
دل من هواتو داره
ياد من مي مونه نيستي
بودنت خواب و خياله
روي بام خاطراتت من كبوتر شدم اما
با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا
حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم
هي مي گم كجايي اخر اخه من دل به كي بستم
ديگه خسته ام از اين عشق خيالي
هي ميگم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
| Design By : Night Skin |

