خورشید سوزان
با غرور بی دلیلت منو آزار نده بخدا من خودم رفتنیم بخدا بخدا بخدا .... آن که سودا زده چشم تو بوده است منم وآن که از هر مژه،صد چشمه گشوده است منم آن ز ره مانده سرگشته،که ناسازی بخت ره به سر منزل وصلش ننموده است منم آنکه پیش لب شیرین تو ،ای چشمه نوش آفرین گفته و دشنام شنوده است منم آنکه خوابه خوشم از دیده ربوده است تویی وآنکه یک بوسه از آن لب نربوده است منم ای که از چشم آرمین پای کشیدی چون اشک آن که چون آه به دنباله تو بوده است منم
به منه خسته و بی حوصله هشدار نده
بزار این سکوت سنگین به شکستن نرسه
به خودت تو بیش از این زحمت اقرار نده
به خدا من خودم رفتنیم
واسه دیگران تو شمعی
واسه من خاموش و غمگین
برای خودی تو دردی
واسه غریبه تسکین
واسه دیگران حقیقت
واسه من عین سرابی
برای همه ستاره
واسه من مثل شهابی
وقت و بی وقت لحظه ها رو به دلم زهر نکن
بیا و این دم آخر صحبت از قهر نکن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

