خورشید سوزان
روی ديوارهای کوتاه دلم
نه رفيقی نه صدا نه آشنايی
پاييز ما آدماست فصل جدايی
غم من اي غم من ای عزيزترينم
با همه تنهايات تنهاترينم
تو ديگه خسته نشو از منو حرفام
تو نباشی واسه کی بياد نفسهام
پس بزار آروم آروم اشکم بباره
تا که دل تا فردا شب طاقت بياره
بيا اين من و دل يه آشيونه
جز تو اين تنهايمو کی ميپوشنه
راحت جان مرا دور ز من نگذاريد
صبر من کو خدايا دلم لبريز است
اين همه قول و قرار پشت سرم نگذاريد
مقصدم تار و فانوس فلک تاريک است
چاه از کينهء خود در گذرم نگذاريد
دل چه خوش بود که روزی برسد در ره او
آرزو مرد و دگر خون به جگر نگزاريد
| Design By : Night Skin |


