خورشید سوزان
از روزی که پا گذاشته بودم توی عالم از زندگی نا امیدم و رو به زوالم کارم شب و روز شِکوه ز بی رحمیه گردون ای چرخ فلک بسته دیگه چرخو نگردون کردی بازی با خلق و بلا سرش آوردی لطفا تمومش کن باشه بازی رو تو بردی هر کجای دنیا که می رم مبصر و والی تنها راهم اینه بزنم به بی خیالی دنیای بدون دغدغه برام یه رویاست لعنت به کسی که مبصر کلاس دنیاست
نوشته شده در 88/03/09ساعت
9 توسط خورشید تابناک| |
| Design By : Night Skin |


