تبليغاتX
خورشید سوزان


خورشید سوزان

شمع داني که دم مرگ به پروانه چه گفت؟

گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي

سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد

گفت طولي نکشد تو نيز خاموش شوي....

شعر عاشقانه

عصري است غريب و آسمان دلگير است
افسوس براي دل سپردن دير است
هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت
عيب از من و توست ،
عشق بي تقصير است...

تو مرا مي فهمي من تورا مي خواهم و همين ساده ترين قصه يك انسان است تو مرا مي خواني من تورا ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم مي داني تا ابد در دل من مي ماني صبح بي تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد

نوشته شده در 88/03/28ساعت 17 توسط خورشید تابناک| |


Design By : Night Skin