خورشید سوزان
از این گریه خبر داری؟ از این اشکی که لبریزه
از این که بودنت با من٬ برای من همه چیزه
از این بودن خبر داری؟ از این که رفتنت سخته
از این که مرد ِ تو٬ بی تو٬ یه بیچاره س! یه بدبخته
دلم خوش بود که اینجایی! اگر چه راهمون دوره
من اینجا میشکنم بی تو! من اونم٬ انوکه مغروره
خبر داری بدون تو٬ واسه اشکم پناهی نیست
میخوای بی من بری؟ باشه! برو اینکه گناهی نیست
دارم از غصه می پوسم! با این قلب پر از دردم نوشته شده در 88/02/21ساعت
9 توسط خورشید تابناک| |
| Design By : Night Skin |


