خورشید سوزان
وقتي كه مُردم روي سنگ قبرم حتي يه شاخه گل برام نذاريد زنده بودم كسي بهم گل نداد فهميده بودم همه بي مراميد هميشه در حسرت قطره بارون كه وقتي زنده بودمم نباريد گريه وزاري نكنيد بي خودي تو سختيام اشكي بهم نداديد اينك كه مردم لا اقل تا ابد بذر محبت بين هم بپاشيد منو گذاشتيد زير خروار خا ك لطفا با ديگران اينطور نباشيد ************************* قطار آدمیت در عبور است ولیکن آدمیت دورِ دور است در آن ریلی که مشتی سنگ دارد حکایت از دلای تنگ دارد و آن سوت قطار بی خدایان به این معنا که عمرت رو به پایان اگرچه این قطار در یک مسیر است ولی واگن به واگن دل اسیر است و تونل های این راه پر از سنگ چو مهری است بر دنیای بی رنگ همین کوه بلند و خیلی دیرین نشان مرگ فرهاد است و شیرین و روزی این قطار نابود گردد تمام این مسیر چون دود گردد و زاد و توشه ی انسان بماند و آن هنگام خدا فرمان براند و این است یک قطار آسمانی دعا کن تا ابد در آن بمانی
| Design By : Night Skin |

